على زمانى قمشه اى
131
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
گفتنى است استاد ما جناب علامه حسنزاده آملى - مدّظلّه - در جلسات درس به كرات مىفرمود : استاد ما حضرت آيتاللّه سيد محمد حسن طباطبايى تبريزى مىفرمود : روزى به فكر آموختن موسيقى افتادم ، امّا هرچه فكر كردم از چه كسى بياموزم بهتر از اين نديدم كه روح فارابى را حاضر كنم و از او فراگيرم ازاينرو موسيقى كبير را از مؤلف آن ، فارابى ، فراگرفتم و سپس كتابى در اين زمينه تأليف نمودم ، استاد حسنزاده افزود امّا در اواخر عمر استاد وقتى خدمت او رسيدم فرمود من آن كتاب را محو كردم ، مبادا به دست نااهل افتد . لازم به ذكر است كه فارابى با اين فكر كه سرنوشت جهان را ستارگان رقم مىزنند و در اين امر استقلال داشته و ربطى به خداوند فلكآفرين ندارد را باطل مىشمرد ( چنانكه فقهاى ما نيز درباره احكام نجوم بر آن باورند ) و با بسيارى از دانشمندان زمان خود و كسانى كه پيش از او مىزيستند و يا پس از او آمدند به مخالفت برخاست ، و در اين باب كتابى به نام « النكت فيما يصحّ و ما لا يصحّ فى احكام النجوم » نوشت ، وى در اين كتاب فساد و بطلان علم احكام نجوم را كه هر پيش آمد خارقالعادهاى را ناشى از تأثير ستارگان و قرانات آنها مىدانست ثابت كرده است ، وى مىگويد : اينكه بعضى پنداربافان مىپندارند كه ستارگان براى انسان جلب سعادت مىكنند و بعضى از آنها نحوست مىآورند ، خطايى بزرگ است . نتيجه خلاصه اينكه اثر فارابى بر دانشمندان پس از خود در دو جا آشكار مىشود يكى اينكه هيچ فكرى در فلسفه اسلامى نيست مگر آنكه ريشهاش در فلسفه فارابى وجود دارد ، ديگر اينكه فارابى اصرار داشت بين افلاطون و